تبليغاتX
خط خط خط تیره - حرف دلم را کجا بزنم؟کی گوش میکنه؟

خط خط خط تیره

ما تعبیر خوابی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود

سلام طرفدارای گل

من بالاخره امتحانام تموم شد

امروز واسه ی اولین بار وبلاگ اقای زرگرپور نویسنده سلام بهار را دیدم

خیلی ناراحت شدم و حرف دلم را زدم

میخواستم شما هم بدونین که چی گفتم واسه ی همین اینجا حرفام را مینویسم

امیدوارم که کسی را ناراحت نکرده باشم اینا خیلی وقت بود توی دل نه تنها من بلکه

اکثر دوست داران سلام بهار مونده بود. کاش همه چیز درست بشه

از اینجا شروع میشه

هر روز عصر پای تلویزیون بودیم...هممون نوجوون بودیم بی قرار بودیم که بالاخره برنامه خودمون را ببینیم تنها برنامه ای که از ته دل دوستش داشتیم و احساس میکردیم واقعا واسه ما ساخته شده چون متنش هاش عواملش همه و همه صمیمی بودن چون مجری هاش مثله خودمون بودن جوون بودن حرفاشون مثله ادم بزرگا پر از ریا نبود 2رویی نبود...اما یه روز که تلویزیون را روشن کردیم دیدیم کیوان نیست و محسن میگه برنامه بعد از امتحان ها دوباره پخش میشه اما بعد دوباره میگن که برنامه ای به نام سلام بهار دیگه در کار نیست
دل های همه میشکنه
و دیگر هیچ برنامه ای نیست که هر روز به خاطرش بی قراری کنیم
دیگه برنامه ای نیست که ماله خودمون باشه
از خودمون باشه مثله خودمون باشه
گناه ما چی بود؟شاید گناهمون اینه که نوجوانیم و هنوز بزرگ نشدیم تا درک کنیم ادم بزرگ ها هرکاری میتونن بکنن و به نظرهای بقیه کاری ندارن.درست مثله الان که باوجود این همه درخواست کسی توجه ای نداره


من نه عاشق سینه چاک 2تا مجری هستم نه کسی که واسشون گل بفرستم و شب ها خوابشون را ببینم و نه کسی که بخوام صدا و سیما را تهدید کنم.اونایی هم که کردن از روی عصبانیت بوده که متاسفانه باعث شده شما فکر کنید که همه طرفداران از این نوع ها هستند.من طرفدار محسن و کیوان هستم و خواهم موند.چون به حرفام اعتقاد دارم اگه شما خوب بلدین نویسندگی کنید ما هم خوب بلدیم چون ما دلامون پاکه و هر کسی که از ته دل حرف بزنه حرفش تاثیر گذاره.درسته که مجسن و کیوان اونی که شما می نوشتین را دقیق اجرا نمیکردن و همین باعث تعطیلی کار شد اما اون قسمت کیوان به خاطر حضرت زهرا گریه کرد شاید حرف بعدیش باعث شد که اون بالایی ها کار را متوقف کنند اما بهتره اون بالایی ها شما و همه عوامل سلام بهار بدونین که یه نوجوان و جوان ایرانی وقتی گریه میکنه فیلم نیست مثله بزرگ ها گریه اش سیاه نیست... اون عاشقه خدا و حضرت زهرا بود کاش این را می فهمیدین...کاش می دونستین که اگه یه ادم بزرگ متن های شما را اجرا میکرد این همه طرف دار نداشت حتی اگه متنتون بهترین متن دنیا شناخته میشد

ببخشید سرتون را درد اوردم

خیلی ناراحتم دیگه نمیتونم بنویسم

منتظرم نظرهاتون هستم

فعلا خداحافظ

+نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت19:39توسط فریناز | |