|
معرفی: محسن افشانی متولد ۱۱/۱/۶۸ صادره از تهران ترم دوم مهندسی مکانیک سیالات,مجرد,دارای یک خواهر, مادرخانه دار,شغل پدردکوراسیون داخلی,فرزند دوم خانواده هستم. -فعالیت هنری تان را از چه سالی شروع کردید؟اصلا چگونه وارد این عرصه شدید؟ سال 83 به اتفاق یکی از دوستان تئاتر کار می کردیم. ایشان در فرهنگسرای سالمند مشغول به کار بودند که این باعث شد من هم وارد فرهنگ سرا شوم به مدت 2 سال به تمرین تئاتر در این فرهنگ سرا پرداختم تا اینکه در سال 85 به برنامه آستانه دعوت شدم که آن زمان جناب آقای مختارزاده مسئول آنجا بودند.ایشان با خلق و خوی بنده آشنا بودند.من آتیه های 1 دقیقه,2 دقیقه,5 دقیق می گرفتم و کار می کردم. سال 86 مجری برنامه آستانه شدم بعد از اجراهایی که داشتم یک سروگردن از سایرین بالاتر شدم که بعد از آن در برنامه ای به نام"مادوتا"ایفای نقش کردم و بعد از آن سلام بهار و....... دی ماه 86 در سریال تلویزیونی کاراگاهان بازی کردم و بعد از آن در سریال ترانه مادری ایفای نقش کردم که آقای محمد حمزه ای دستیار آقای سهیلی با من تماس گرفتند و ضبط این برنامه 3 ماه و اینم به طول انجامید. -برنامه هایی که در آن ها اجرا داشتند؟ آستانه,مادوتا,بوم سفید,سلام بهار,ماه محبوب. -از سریال ها نام ببرید؟ کاراگاهان,ترانه مادری و بازپرس که با آقای مهدی فخیم زاده است که در مرحله ی تولید می باشد. -سینمایی؟ کیمیا و خاک هنوز اکران نشده. -تله فیلم؟ ضامن,ماهی کوچولوها دعا می خوانند,خانم سوپراستار و کرکس که هنوز اکران نشده زنده بی ریا با ارژنگ و بردیا که کار طنز می باشد و کبوتر جلد چنگوله که کار دفاع مقدسی است به همین زودی پخش می شود و ((محله ی من)) که آخرین کار من است هفته گذشته ظبط آن تمام شد. -با این سن کمی که دارید چقدر امیدوارید که یکی از سوپراستار های سینما شوید؟ خیلی زیاد,طولی نمی کشد که این اتفاق بیفته,من به استعداد خودم شک ندارم. -تا چه زمانی می خواهید به تحصیلات تان ادامه بدهید؟ ادامه می دم تا بشم یک آقای مهندس. -رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟ به خانواده علاقه شدیدی دارم پدرم اوایل مقداری تعصب به خرج می داد می گفت که بشین درس بخوان تئاتر سخته و جای پیشرفت نداره مخالفت می کرد ولی بعد از پخش اولین تصویر از من نظرش عوض شد.والی در عین حال نصیحت ها و پندهای خودشان را نسبت به من فراموش نمی کنند. -معدل دیپلم: ۱۸/۱۴ -چرا با این همه پیشرفتی که در حال حاضر در عرصه صدا و سیما و تصویر با سینما و تلویریون در دنیا گفته اما برنامه های ما با آن پیشرفت ها خیلی فاصله دارند؟ رسانه جمهوری اسلامی یک سری محدودیت ها دارد در جهت حفظ شئونات اسلامی که باید در خورشان اسلام باشد.این به خاطر حجت و حیای تلویزیون است.نمی شد گفت که پیشرفت تلویزیون غرب به خاطر بی بند و باریش هست بلکه به خاطر یک سری محدودیت های دیگری که ندارد.نه اینکه این محدودیت باعث پیشرفت تلویزیون بلکه به کندی پیشرفت دارد.یکی دیگر وجود آدم های کار نابلد یک سری از افراد خود را تهیه کننده معرفی می کنند یا حتی یک انسان کاملا حرفه ای در صورتی که اصل قضیه به آنچه می بینیم و احساس می کنیم منافات دارد.مثلا در تله فیلم ماهی کوچولوها دعا می خوانند شخصی به نام..... که خود را تهیه کننده رسمی خانه سینما معرفی کرده بود و ادعا داشت که با سرمایه گذار آقای.....با ضرر روبه رو شده و جناب آقای.....به خاطر عدم داشتن شخصیت حرفه ای و اشراف نداشتن به شعور هنرمند هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ انسانی مدیون افرادی مثل من,خانم امیر جلالی و آقای خلج و.....هستند. -از دوران کودکی تان چه مسایلی را به یاد دارید؟ اتفاقات مبهم از کودکی به یاد دارم اینکه یک بچه بودم و شیطون بودم یادمه پدرم ایران نبود دست هر بچه ای که توی دست پدرش بود می دیدم می زدم زیر گریه از بچگی مستعد بودم(تعریف از خود نباشه) -ویژگی های منحصر به فرد: با دوتا دستم می توانم بنویسم بیلیارد خوب بازی کنم رانندگی ام حرف نداره موتور سواری خوب بلدم سال2005 تافل زبان را گرفتم.آدم شوخ طبعی هستم. با آدم ها خوب ارتباط برقرار می کنم نمی گذارم کسی از من دلگیر بشه ادبیات من حرف نداره بازیگر خوبی هم هستم (اغراق نباشه البته.......)فقط دوست دارم آقای کیمیایی, کیا رستمی,بیضایی,حاتمی کیا.......منو پیدا کنند.البته یکی از ویژگی های منحصر به فرد من اینه که فروردینی هستم. -نگاه تان به زندگی؟ زندگی برایم شیرینه خدا رو شکر راضی هستم.عمدتا مثبت نگر هستم. -به خانواده ها چه توصیه ای می کنید؟ اینکه مراقب فرزندانشان باشند تا جایی که می شه حمایت شان کنند.از همه لحاظ یکی از دلایلی که با خانواده ام خیلی رفیقم اینکه یک عالمه حامی من هستند. -از نقش هایی که داشتید کدام یک از آن ها را بیشتر می پسندید؟ با اعتماد به نفس تمام می گم همه نقش هایی که داشتم را دوست دارم. -چقدربه شانس اعتقاد دارید؟ من نمی گم شانس من می گم لطف خدا.خدا بدجوری به من رو کرده همیشه مدیون حرف های آقای حسن مصطفوی هستم که منو با خدا آشنا کرد که هیچ موقع فراموش نمی کنم. -زیباترین جمله ای که به مردم می توانید بگویید؟ من جمله مرحوم خسروی شکیبایی را می گم:مردم بدون ما مرده اند ولی ما هنرمند بدون مردم مرده ایم. -دغدغه های امروزی آقای افشانی؟ انجام کارهای خوب سلامتی خانواده ام و سلامت رفتاری جسمی و فکری خودم. -به فعالیت تان در طول دوران زندگی چه نمره ای می دهید؟ واقعا20.من بیست بیستم. حرف آخر: اینکه هوای خودتون داشته باشید به خانواده تان احترام بگذارید استعداد های خودتان را کشف کنید و خدا رو فراموش نکنید. می خوام بگم:بابا دوستت دارم مامان عاشقتم خواهر هواتو دارم.
سلام
این دفعه با یه گزارش ۴۰چراغی از محسن افشانی و خونه ترانه مادری که همون خونه شب های برره و مرد کوچک و خواستگاران هست اومدم جالبه اما کوتاهه : محسن افشانی روی صندلی می نشیند...پایه های میز کوتاه و بلند است و مدام بالا و پایین میرود.او با دست میگیردش و می گوید:اه ...این اعصاب من رو خورد کرد ¤چقدر اینجا رو دوست داری؟ ما از همون روزهای اول که توی اردیبهشت اومدیم اینجا به این خونه عادت کردیم چه برسد به حالا که دو سه ماه اینجا هستیم ولی مهم ترین چیز این خونه اینه که مردم باهاش ارتباط برقرار کردند ¤اگر صبح پاشی ببینی هیچ کدوم از عوامل گروه تون اینجا نیستن چه حالی پیدا میکنی؟ بعضی وقت ها این جوری میشه بچه ها سر لوکیشن خارجی هستند و هیچکس اینجا نیست وقتی اومدم میگفتم اینجا چرا این جوریه؟چقدر ساکته...همیشه اینجا شلوغ پلوغه ¤اگه این خونه رو به تو بدهند چی کار میکنی؟ کاری نمیکنم.ماله منه دیگه! میام توش زندگی میکنم...شاید هم بفروشم بروم جای دیگه زندگی کنم ¤دلت میاد؟ خب من خیلی رابطه حسی ای با این خونه ندارم شاید همین ۳ چهار ماه باشه ¤ولی تو توی این خونه معروف و شناخته شدی؟ من حس خاصی به اینجا ندارم شاید اگر این خونه ماله اجدادم بود اون موقع حس بهتری نسبت بهش داشتم ¤حاضر بودی اینجا رو به کسی یا لوکیشنی اجاره بودی؟ اره پولش خوبه(میخندد)من خونه خیلی بزرگ دوست ندارم اگر ۵۰۰تا خانواده بودیم خوب بود ولی اینجا خیلی بزرگه کجاش برم؟...چی کار کنم؟...اعصابش رو ندارم خب مدرسه ها هم کم کم داره شروع میشه و من دیگه کمتر اپ میکنم اما اگر خبر مهمی مصاحبه ای عکسی جدید پیدا کردم حتما میذارم ممکنه فقط نتونم خبر بدم که اپ شدم به هر حال از همه طرفدارای محسن و کیوان ممنونم که کمکم کردن و همیشه به وبلاگ سر زدن امیدوارم که محسن و کیوان هم روز به روز پیشرفت کنند و ما طرفدارای قدیمیشون را فراموش نکنن در مورد کلیپ ها هم تا تاریخش نگذشته و بسته نشده نگاه کنید چون این ها بعد از یه مدت دیگه قابل دیدن نیستن!واسه همین ممکنه کلیپ های قبلی هم خراب شده باشن از دستشون ندین اینم ترانه مادری و اما قسمت های ماه محبوب ماه محبوب-مهمان اخشابی خواننده ماه محبوب-مهمان خانواده حبیبیان و اقای میر ماه محبوب-میهمان خانواده اقای شمس ماه محبوب-مهمان خانواده اقای نعمتی ماه محبوب-مهمان اقای ابراهیمی و دبیری ماه محبوب-گفت و گو با خانواده شهید بابایی و اما جشن رمضان با حضور محسن و اما یه عکس از وبلاگ هفت هنر که مربوط به کیوان هست نگاه کنید چه به روزش اومده با این گریم نماز روزه هاتون هم قبول من رو هم دعا کنید و اما چندتا جواب به نظرهای بعضی از عزیزان یه دختر جان که اسمت را هم نگفته بودی نظرت را خوندم عسیسم ممنون که سر میزنی کیانا جان همون طور که قبلا گفتم دانلود نمیشن نمیتونم کاریشون کنم پارمیس جان نمیدونم کدوم قسمت بود اما احتمالا قبلا گذاشتمش اگه خراب نشده باشه لینکش تا اپ بعدی خداحافظ
فقط مژده بدین...زودددددددددددددد کیوان برگشته........اما این دفعه با کانال۲
هرروز عصر فکر کنم باشه.........من تازه امروز برنامه را دیدم-۲شنبه-هر چی هست کیوان تازه به جمع برنامه اضافه شده از حرفاشون معلومه قسمت اولشه اخ جوووووووووووووووووون دوباره با همون شیطنت ها و شوخی هاش دل هممون را شاد کرد با یه مجری به نام سپهر کار میکنه که برنامه درباره ی نوجوونی هست اخ جووووووووووووووووون بهتر از این نمیشه جای محسن هم خیلی خالیه دوباره دلمون خوش شد به یه برنامه که امیدوارم مثله قبلی ها زود تموم نشه.........من که شانسی دیدمش...به همه خبر بدین توی وبلاگاتون هم بنویسین کیوان برگشتههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه تا همه بدونن کیوان بدون سلام بهار هم همون کیوانه واسه ما نوجوان ها و طرفداراش اسم برنامه هم عصر به خير بچه ها هست که ساعت ۳ تا ۵ونیم میذاره
خونه خاله * ورزش، شادی، سلامتی * ماجراهای روپرت * لاکی و دوستان * ساعت 11- 9 موزش طراحی * گشت زولا * ساعت 19- 30/17 9/6/87 شنبه ورزش، شادی، سلامتی * گوگوجی * لوئی* ساعت 11- 9 شکارچیان اژدها * بازگشت سامیاد * کوتولههای نابغه * آن روی سکه ساعت 19- 30/17 10/6/87 یکشنبه خونه خاله * ورزش، شادی، سلامتی * ساعت 11- 9 افسانه سه برادر * آبآب زندگی * ساعت 30/17- 15 11/6/87 دوشنبه ورزش، شادی، سلامتی * برنارد* گوگوجی* ماجراهای اردک کوچولو * قاصدک * کاراگاه ویژه* قصههای چمنزار* تامو جری* چشم چشم دو ابرو ساعت 11- 9 کاراگاه لطفی * ماجراهای سام * ساعت 30/17- 15 12/6/87 سه شنبه موتور امداد * ورزش، شادی، سلامتی * ساعت 11- 9 رابو و مافو * آب آب زندگی * ساعت 30/17- 15 13/6/87 چهارشنبه ورزش، شادی، سلامتی * خونه گلپراینا * گوگوجی* مارکوجینا* مسافری از گرونگول* شهری در جنگل ساعت 11- 9 مایلو مبارز جوان* مسابقه برنده بجا* ساعت 30/17- 15 14/6/87 پنجشنبه فیتیله جمعه تعطیله * مسابقه محله * ساعت 13- 9 15/6/87 جمعه مدير گروه كودك و نوجوان شبكه دو : اولين گام تغييرات در شبكه دو برداشته شد اولين گام درتغيير رويكرد شبكه دو، با گرايش به مخاطب سني كودك و نوجوان برداشته شد. گروه سني خردسال، كودك و نوجوان مي توانند از روز دوشنبه برنامه هاي خاص خود را در قالب جديدي ببينند. برنامه ها در 3 گروه جداگانه روي آنتن مي رود. صبح به خير بچه ها از ساعت 9 تا 12 ، عصر به خير بچه ها 15تا 30/17و شب بخير بچه ها كه هنوز در مرحله طراحي است و اجرايي نشده است. ميركياني مدير جديد گروه كودك و نوجوان شبكه دو سيما با اشاره به ساختار جديد برنامه ها همچنين گفت: با توجه به رويكرد و تعريف جديد شبكه دو سيما ما در اولين گام ها سعي كرديم تا ساختاري متفاوت و جذاب را به مخاطب نشان دهيم. علاوه بر 2 باكس ثابت صبح بخير بچه ها و عصر بخير بچه ها، روزهاي جمعه هم تمام برنامه جداگانه به نام دوستان جمعه روي آنتن مي رود. دوستان جمعه شامل دوستان فيتيله اي، دوستان محله و آيتم هاي ديگري است كه هر كدام با يك پيشوند دوستان پخش مي شوند. صبح به خير بچه ها، كه از ساعت 9 صبح شروع مي شود تا 12 ظهر ادامه دارد. اين بخش شامل برنامه هاي روتين گذشته خواهد بود، برنامه هايي چون گوگوجي، موتور امداد، خونه خاله و انيميشن هاي داخلي و خارجي . صبح به خير بچه ها با اجراي زارعي (خاله شادونه) و آزيتا رضايي است. اجرا علاوه بر معرفي برنامه ها شامل بخش هاي متعددي خواهد بود شامل تماس هاي تلفني بچه ها، مسابقه كامپيوتري و پخش وله هاي كامپيوتري. عصر بخير بچه ها بخش جديدي است كه هر روز 15 تا 30: 17 روي آنتن مي رود. بخش عصر برنامه هاي كودك در 3 قسمت پخش مي شود. زنگ اول ويژه گروه سني خردسال شامل پلاتو، وله هاي گرافيكي و يك بخش نمايشي به نام پدرم و دخترم است . بشير پرستار و پريا صادقي منش بازيگران اين بخش هستند. زنگ دوم گروه سني كودك است شامل ترانه ، قصه هاي رمضان كه به صورت آيتم روايي و يك بخش لطيفه است. زنگ سوم ويژه نوجوانان طراحي شده است، وله ها، نماهنگ، نمايش تك نفره (مونولوگ) با اجراي فرشاد حسن پور و مليكا تجار و ترجمه سليس و روان دعاي روزانه ماه رمضان به زبان نوجوانان است ، يكي ديگر از بخش ها ، آيتم يادگاري است. اين بخش شامل قصه هاي واقعي و بسيار كوتاه از حاشيه جنگ است. يكي از نكات جالب اين برنامه بخش پاياني هر زنگ است كه با يك بخش دعا پايان مي يابد. پخش انيميشن هاي خارجي و داخلي ما بين بخش هاي مختلف پخش مي شود. شب بخير بچه ها يكي ديگر از برنام هاي ويژه كودك شبكه دو سيما ست كه در حال حاضر در مرحله طراحي است و به زودي وارد مرحله توليد مي شود اخ جووووووووووووووون ببخشید این دفعه ارسال نظر نداریم به کسی هم خبر اپ ندادم برم بقیه برنامه را نگاه کنم فعلا و اما خبر ۲ : ماه محبوب با حضور : محسن افشانی
سلام سلام سلام سلام یه سلام به اندازه تمام این مدت که نبودم واقعا معذرت میخوام خیلی گرفتار بودم نشد اپ کنم...اومدم جبران کنم دیگه ببخشید راستی جشن چی شد؟توی سایت هنرمندان گفته که... بهتره خودتون بخونیدش من که باور نمیکنم هنرمندان.با عرض شرمندگی فراوان باید خدمت دوستان عزیز و پیگیر جشن ستارگان عرض کنم که در آخرین لحظات که ما مشغول طراحی پوستر جشن بودیم طی تماسی که با محسن افشانی داشتیم ایشون مبلغی رو برای حضور در جشن از ما خواستند که واقا با شنیدن این مبلغ تعجب سراپای مارا فرا گرفت.لذا از طریق سایت هنرمندان اعلام میکنیم ما قید حضور ایشان را در جشن زده ایم و دیگر به هیچ وجه حاضر به همکاری با ایشان نیستیم چرا که معتقدیم هرکس باید جایگاه خودش را بشناسد و با حدو اندازه های خودش آشنا باشد.به هرحال به نظر می رسد محسن افشانی با بازی در یک سریال دچار غرور کاذب شده که چنین مبالغی رو پیشنهاد می دهد.و باید از همین جا بگوییم که محسن افشانی باید خیلی حواسش به خودش باشد تا در همین اول کار دچار مشکل نشود.به هر حال در حال حاضر حضور ایشان در جشن به طور 100 درصد کنسل هست. در همین راستا باید خدمت دوستان عرض کنم که طی صحبتی که با سیاوش خیرابی داشتیم ایشان عنوان کردند که در جشن حاضر خواهند شد. در ضمن بهنام علمشاهی و مازیار عصری و حمید خندانهم به جمع خوانندگان جشن پیوستند. دوستانی که به خاطر محسن افشانی بلیط رزرو کردنذ با شماره 09356271818 تماس بگیرند تا بلیط ها رو لغو کنیم براشون و در اخر هم گفته که هنرمندان-اصلا دوست نداشتم این مطلب رو بنویسم اما مجبور شدم.دوستان لطفا از ما قیمت نپرسید چون ما کار فرهنگی میکنیم و بقالی باز نکردیم و چون معتقدیم هرکسی باید جایگاه خودش رو بدونه کجاست لذا این طور تشخیص دادیم که محسن افشانی کمی فراتر از جایگاه خودش گام بر میداره و به همین خاطر صلاح دیدیم از ایشون در جشن استفاده نکنیم. موضوع دیگه این هست که بعضی دوستان به ما خرده گرفتند که چرا به محسن توهین کردید...باید در جواب این دوستان بگم که ماهیچ توهینی به ایشون نکردیم و فقط حقیقت رو به مخاطبین سایت اعلام کردیم چون معتقدیم شفاف بودن و صداقت بهترین راه برای ارتباط با مخاطب هست. از همه خواهش میکنم بحث محسن افشانی همین جا بسته بشه و لطفا کسی با دیگری سر این موضوع بحث و جدل نکنه...چیزی که مشخصه این هست که جشن ستارگان بدون حضور ایشون انجام میشه من که باور نمیکنم مگه میشه؟محسنی که تازه بازیگر شده و خیلی از حضورش در همچین جشنی باید استقبال کنه جشنی که ستاره های بزرگی داره بیاد همچین کاری کنه؟به نظر من محسن همچین ادمی نیست و اگه این کار را کرده با دلیل بوده پس بهتره که بذاریم زمان همه چیز را حل کنه و در فرصت مناسب از خود محسن دلیل کارش ( اگه این کار را کرده البته ) بپرسیم موافقین؟زود قضاوت نکنیم توی این مدت که نبودم کلی کلیپ ترانه مادری و بوم سفید مونده که واستون نذاشتم بهتره زودتر بذارم در مورد زمان پخش بوم سفید هم باید بگم که شنبه ها و یکشنبه ها ظهر ساعت ۱۲ و نیم و شب ساعت ۱۰ و اما ترانه مادری چون خیلی زیاد هست که نذاشتم همش را نمیذارم الان بقیه اش توی اپ ها بعدی میذارم ممنون از نظرهاتون فعلا
سلام سلام سلام سلام
خوش میگذره؟ خب ثانیه شماری از الان شروع شد..کیا میخوان برن جشن؟ امروز واستون مصاحبه کیوان را میذارم از سایت هنرمندان خیلی جالبه راستی کیوان به این نکته اشاره کرده که محسن حواسش به خودش باشه پس از محبوبیت دو مجری تلویزیونی کیوان ساکت اف و محسن افشانی مجاب شدیم تا با این دو عزیز مصاحبه ای داشته باشیم ، مصاحبه ای که در زیر می خوانید مصاحبه با کیوان ساکت اف است بیوگرافی: کیوان ساکت اف متولد 25 شهریور 1367 تهران فرزند سوم خانواده هستم دو تا برادر دارم که یکی از آنها به تازگی دکترای فلسفه و دیگری نیز تا مقطع قوق لیسانس تهیه کننده گی سینما خوانده و در قسمت ادب و هنر و تله تائتر فعالیت می کند مادرم خانه دار است و پدرم دبیر. از کودکی برای وارد شدن به این کار برنامه ریزی کرده بودید ؟ بله ، من از بچه گی به این کار فکر می کردم به همین دلیل وارد اموزشگاه سینمایی هفت هنر در کرج شدم و بازیگری خواندم و چون برادر من مدیر آنجابود شش سال پیش وارد اموزشگاه شدم و زیر نظر استاد قنبری شروع بع کار کردم چرا ساکت اف ؟آیا اصلیت شما روس است ؟ خیر ، موقعی که می خواستند شناسنامه بدهند پدر ، پدربزرگ من به مامور ثبت احوال می گوید : می خواهم فامیلم ساکت زاده باشد آن مامور می گوید این نام خانوادگی انتخاب شده خلاصه پس از این که پدر بزرگ من پیشنهاد ساکت نژاد ، ساکت پور و غیره را می دهد و می بیند که همه ی این ها انتخاب شده ساکت اف را انتخاب می کند زیرا اف یک پسوند روسی است و به معنای زاده به همین دلیل نام خوانوادگی ما شد ساکت اف . چگونه وارد تلویزیون شدی؟ ما یک تائتر کار می کردیم که آن را در دانشگاه سوره اجرا کردیم پس از اینکه کار ما خوب شد فرستاده شدیم به جشنواره شاهرود ،آنجا آقای رضا فیاضی کار من را دید ، خوشش آمد و مرا برای کار خودش انتخاب کرد و پس از آنبه جشنواره تائتر کودک اصفهان رفتیم که در آنجا تهیه کننده مرا دید و انتخاب کرد اینگونه شد که وارد تلویزیون شدیم. آشنایی با محسن افشانی : من در شبکه یک برنامه ای اجرا می کردم که همزمان با ان محسن افشانی برنامه استانه را اجرا می کرد که مدیر گروه تصمیم گرفت که ما دو نفر را کنار هم بگزارد و دید که وای عجب اتفاق بدی افتاد (می خندد) . بین کار بازیگری و کار اجرا کدام یک را دوست داری؟ بازیگری ، من اصلا کار اجرا را دوست ندارم پس چرا وارد کار اجرا شدی ؟ شاید یک اشتباه و شاید این که به چشم یک سکوی پرتاپ به آن نگاه می کردم که از آن طریق وارد کار بازیگری شوم . مشوق اصلی و راهنمای شما چه کس یا کسانی بودند ؟ پدر و مادر که خیلی کلیشه ای شده ولی برادر من و خانم برادر من نقش بسیار مهمی در رسیدن من به این جایگاه داشتند چگونه وارد کار بوم سفید شدی؟ محسن افشانی برای شبکه ی جام جم برنامه اجرا می کرد ، آقای کامیار اسماعیلی تهیه کننده برنامه بوم سفید محسن افشانی را می شناخت و به او گفت می خواهم یک برنامه بوم سفید نامی بسازم و به چند تا مجری جوون نیاز داریم . همان اوابل اشنایی من با محسن بود که محسن به اقای اسماعیلی گفت دوست خودم کیوان هست و با هم ، هم راحت هستیم ، اینجوری وارد بوم سفید شدیم. طرح ایده های اصلی بوم سفید با چه کسی بود؟ ایا شما نقشی در این ایده ها داشتید؟ ایده های اصلی با تهیه کننده بود و ما فقط اجرا می کردیم ولی یک چیزهایی به مرور خودش جا می افتاد مثلا اینکه کیوان قسمت دانستنی ها را بخواند و..نقش ارسیا در این برنامه هم فقط و فقط کنترل من و محسن و جلوگیری از شیطنت های ما است. با توجه به این که برادر شما در تلویزیون فعالیت می کند و سایز اواملی که خودتان گفتید ، ایا شما با پارتی بازی و رابطه وارد این کار شدید ؟ متاسفانه مردم ما در مورد پارتی بازی و روابط عمومی قوی اشتباه می کنند در ضمن هیچ کس حاظر نیست خودش را خراب کند و مثلا پسرخاله خودش را به جای یک آدمی که شایسته آن پست است وارد کار کند و کار را خراب کند زیرا اول از همه آبروی خودش را برده. در مورد برادر هم که گفتم او در شبکه 4 فعالیت می کند و در ورود من به تلویزیون هم دید که هیچ نقشی نداشت. هنگام اجرای اولتان چه حسی داشتید ؟ به شدت استرس داشتم و حس می کردم که خدا دارد من را هدایت و ارزو می کردم هر چه زودتر برنامه تموم بشه . از چه موقع این کار برای شما عادی شد ؟ از روز بعدش تا حالا شده وسط یک اجرای زنده یک سوتی یا گافی بدهی و خودت متوجه بشوی و بخواهی آن را جمع و جور کنی ؟ خیلی زیاد تا دلتان بخواهد تپق و امثالهم که خیلی عادیه ولی من مثلا در برنامه ای به حای کیلو گرم کیلومتر (مثلا گفتم وزن فلانی اینقدر کلیومتر است ویا ارتفاع فلان چیز اینقدر کیلو گرم است) نقش صدای بوم را چه کسی بر عهده داشت؟ آقای امین نبی اللهی گوینده وسر دبیر برنامه پارازیت در رادیو موقعی که خودتون را در برنامه می بینید از جرای خودتون بیشتر خوشتون میاد یا اجرای محسن افشانی؟ من برنامه خودم را تا به حال ندیدم غیر از یکی دو بار که ضبط شده دیدم. اجرای من و محسن فرق می کند و این وسط سلیقه ی مردم خیلی مهم است بعضی ها از من خوششون میاد و بعضی ها از محسن به خاطر اینکه محسن یک پسر شر و شیطونه که چشمان آبی دارد و من یک پسر سر سنگین که هیج جور نمی تونم با محسن کنار بیام شما کار اجرا را اجرا می کنید یا اجرا را بازی می کنید؟ ببینید من جلو و پشت دوربین یک جورم حالا نمی دونم جواب سوال شما کدام می شود ولی من سعی می کنم تا جایی که بشه دیالوگها را برای خودم کنم ولی محسن اجرا را بازی می کند این اصلا به معنای دورویی نیست ولی محسن دوست دارد که جلوی دوربین بازی کند . نظر شما در مورد بازی محسن افشانی در سریال ترانه مادری چیست ؟ هیچ وقت فکر نمی کردم بتواند اینقدر خوب بازی کند. به غیر از یک جاهایی که نیاز به تجربه بیشتری دارد سایر جاها بسیار خوب است. به نظر شما بازیش به خوبی اجرا زنده اش بود ؟ من فکر می کنم در هر دوی آنها توانایی دارد ولی من خیلی دوستانه به او پیشنهاد می کنم که دیگر اجرا نکند به خاطر اینکه اجراآدم را فاسد می کند و برای آدم تاریح انقضا تعیین می کند برای آینده تان چه برنامه ای دارید ؟ از صحبت هاتون بر می آید که دیگر نمی خواهید اجرا کنید ؟ بله ، واقعا سعیم بر این است که دیگر اجرا نکنم ولی متاسفانه اجرا یک شیرینی دارد که وقتی رفت زیر زبانتان دیگر نمی توانید ترکش کنید اگر فیلمی بازی کنید و مردم نپسندند آیا شما به کار اجرا بازی می گردید ؟ خیر زیرا من کاری می کنم که خودم راضی باشم نه مردم خوششان بیاید ولی نظر مردم نیز به عنوان مخاطب خیلی مهم است اولویت شما بین کارها در کارهایتان چیست؟ اولویت من به ترتیب تئاتر ، سینما ، رادیو و تلویزیون است. ممکن است بین تئاتر و سینما یک کار سینمایی رو انتخاب کنم ولی آن انرژی که در تئاتر است را با هیچ چیزی عوض نمی کنم. نظر شما در مورد افراد زیر : فرزاد حسنی : مجری بسیار خوبی است و مردم بسیار دوستش دارند امین نبی اللهی : پسر گلی است و خیلی دوست داشتنی حامد بهداد : بازیگر مورد علاقه ی من محسن افشانی : پسر خوب ، گل و خیلی تقس و باید حواسش به خودش باشه این هم از مصاحبه کیوان در مورد کلیپ بوم سفید شب روز پدر هم نتونستم گیرش بیارم شرمنده این کلیپ ها هم همون طور که همیشه گفتم تا اونجایی که من میدونم قابل دانلود نیست راستی کسی نمیدونه نتیجه کنکور محسن و کیوان چی شد؟؟؟ خب کلیپ های بوم سفید و ترانه مادری اینم از اپ امروز ممنون از کسایی که مثل من و خیلی های دیگه کیوان و محسن را تنها نمیذارن فعلا
سلام
شوکه شدم نمیدونم چی بگم فقط این رو بگم که مطلب زیر را دوستم خاطره جان بهم خبر داده بخونیدش بعد بقیه حرفا رو میزنم
هنرمندان-گروه فرهنگی هنرمندان به مناسب ایام مبارک شعبانیه تصمیم به برگزاری جشن بزرگی با عنوان میلادنور گرفته است. *********************** اصلا باورم نمیشه!!ولی کاش کیوان هم بود هرچند که من نمیتونم برم ولی خب دوستان به جای ما امروز نتایج کنکور را دادن تلاش های خودشون و دعاهای ما معلوم شد؟! این هم از کلیپ های ترانه مادری و یه چیز دیگه که معذرت میخوام واسه اپ این دفعه کسی را خبر نکردم اصلا قرار نبود اپ کنم چون میترسیدم دیر بشه و بلیط گیر نیاد اپ کردم واسه همین هم نظرات این پست را بستم اگه نظر خاصی دارین قسمت قبلی باز هست.اپ بعدی جبران میکنم و اما یه خبر دیگه این که کلوب هواداران محسن راه اندازی شد...به زودی بقیه اطلاعات را که گیر اوردم در وبلاگ میذارم فعلا بابای
سلام وای دارم دیوونه میشم خسرو شکیبایی فوت کرد وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست می داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن اصلا باورم نمیشه خیلی دوستش داشتم یکی از بهترین بازیگرهامون بود دل هممون واسش تنگ میشه روحش شاد
سلام
خوبین؟دوستای گلم واقعا از نظرهاتون ممنونم. در ارسال بعدی حتما مصاحبه مجله جوانان امروز را واسه ی خاطره جان(۲تا خاطره عزیز اینجا هست اونی که وبلاگ ساز نیستن منظورمه) را میذارم اما نه به واسه ی چیزی که گفتین فقط چون درخواست کردین و طرفدار محسن و کیوان هستین راستی یکی از دوستان سنم را خواستن من ۱۶ سالم هست فکر کنم قبلا گفته بودم امروز میخوام واستون مصاحبه خواندنی اموزشگاه سینمایی هفت هنر با کیوان ساکت اف را بذارم. این را از وبلاگ اقای ایزدیار و مسعود ساکت اف برداشتم که ادرس وبلاگ در زیر هست روش کلیک کنید هیچکس باور نمی کرد که کیوان کوچولوی سال ها پیش و کیوان گنده ی !! این سال ها ، انقدر زود پله های ترقی را طی کنه و به یکی از مجری های خوب تلویزیون تبدیل بشه ، گفتگویی که پیش رو دارید در عصر یکی از پنجشنبه های گر م آخر بهار ،در یکی از پرت ترین ! نقاط شهر صورت گرفته است. نویدایزدیار * با تشکر از سعید زارعی که در این گفتگو ما را یاری و اذیت کرد ! * هرگونه استفاده از عکس ها و مطالب ، بدون اجازه ی قبلی از وبلاگ هفت هنر ممنوع می باشد . * * * نوید : چرا موهاتو کوتاه کردی ؟ کیوان : دردسر داشتم تویه سازمان ! بلند که بود هپلی می شد ، ژلم می زدم می گفتن چرا ژل زدی ، البته همه می گن اینجوری بیشتر بهم میاد ! نوید : چه خبر ؟ کیوان : سلامتی ! نوید : چند وقت ِ که سلام بهار تموم شده ، این روزها مشغول چه کاری هستی ؟ کیوان : برای شبکه جام جم برنامه ی بوم سفید رو اجرا می کنم که حالا حالاها ادامه داره ، یکی از نقش های فیلم آقای فرج پور رو هم بازی کردم ، که اسمش دویدن در میان ابرها ست و قرار ِ واسه ی جشنواره ی فجر آماده بشه ، آقای فرج پور دستیاراول آقای کیمیایی بودن و این فیلم ، فیلم ِ اولشون ِ ، واسه بازی تو سریال آقای حسن شکوهی هم با ایشون مذاکره کردم... نوید : قرارداد بستی ؟ کیوان : نه هنوز ، همه چیز در حد صحبت بوده سعید : از چه سالی کار تئاتر رو شروع کردی و تا کی قصد ادامه دادن داری ؟ کیوان : من از حدود سال 79 ، 80 که فکر کنم کلاس سوم راهنمایی بودم ، به آموزشگاه هفت هنر اومدم وتو کلاس های آقای امیر قنبری شرکت کردم نوید : خیلی از کسانی که تو و برادرت ( مسعود ساکت اف ) رو می شناسن ، فکر می کنن مسعود ساکت اف که سابقه ی طولانی در برنامه سازی تلویزیون داره ، پارتی ِ! تو برای ورود به تلویزیون بوده ؟ کیوان : نه ، اصلا اینطوری نبوده نوید : پس چطور شد که سر از تلویزیون در آوردی ؟ کیوان : البته این قضیه اش خیلی مفصله ولی خوب سعی می کنم کوتاه بگم ، من با همراهی چند نفر دیگه از بچه ها یه کار تئاتر انجام دادیم به نام پسران آفتاب ، محسن صادقی کارگردان این کار بود و از اونجایی که محسن صادقی از دانشجویان دانشگاه سوره است ، کار در این دانشگاه هم اجرا شد ، اجرای ما پسندیده شد و ما از طریق دانشگاه سوره به شاهرود رفتیم تا در جشنواره این شهر هم اجرایی داشته باشیم ، یکی از تماشاگران اجرای ما در شاهرود آقای رضا فیاضی بود که ایشون با دیدن این کار، من رو واسه بازی در کارشون انتخاب کردند ، کار آقای فیاضی به جشنواره ی کودک و نوجوان اصفهان رفت و تو این جشنواره ، تهیه کننده ی شبکه ی اول ، جناب آقای تاولی من رو دید و انتخاب کرد ، بعد از اون هم مدیر گروه کودک و نوجوان ، من و محسن رو کنار هم قرار داد سعید : الگوی بازیگریت ؟؟! کیوان : الگوی بازیگری به نظر من اصلا چیز درستی نیست ، مثلا بگی الگوی من آل پاچینو ِ خوب مگه قرار ِ تو دوباره بوی خوش زن ُ بازی کنی یا مثلا بگی مارلون براندو مگه قرار ِ اتوبسی به نام هوس رو بازی کنی ، یه سری تکنیک ها هست که آدم یاد می گیره ولی به مرور زمان تجربه است که آدم رو بارور می کنه سعید : البته من منظورم پیروی کردن از شیوه ها و متد های دنیاست ، یعنی اینکه میشه هر کدوم از بزرگترین بازیگر های دنیا رو الگویی از یکی از متد های بازیگری دونست ؟ کیوان : نمی دونم ، زیاد به این قضیه فکر نمی کنم نوید : نقشت تو فیلم دویدن در میان ابرها چطور بود ، خوب بازی کردی ؟!! کیوان : نمی دونم ، من تو این فیلم نقش مکمل داشتم ، سعی کردم شخصیتم رو بفهمم و بازی کنم نوید : به نظر خودت سلام بهار چطور بود ؟ کیوان : از اونجا که تلویزیون یه رسانه ی سطحی ِ و من خودم شخصا هیچ علاقه ی به اون ندارم ، سلام بهار فقط واسم یه تجربه بود ، تجربه ای برای اجرای یه برنامه زنده و ... نوید : اولش که سلام بهار شروع شد ، فکر می کردی اینهمه ازش استقبال بشه ؟ کیوان : البته برنامه اینطوری شروع نشد ، اولش من تنها بودم ، بعد محسن افشانی اضافه شد که با هم برنامه ی ما دوتا رو شروع کردیم ، این برنامه تمرینی بود برای سلام بهار ، واقعا خودمم فکر نمی کردم انقدر استقبال شه، ولی شد نوید : همکاری با محسن افشانی چطور بود ؟ نوید : همکاری باهاش ؟!! کیوان : یه ذره سخته ، یه ذره قلق داره که باید بشناسی نوید : برنامت واسه آینده چی ِ ؟ کیوان :دانشگاه ، آخ آخ دانشگاه! نوید : راستی امسال کنکور میدی؟ کیوان :کنکور که می دم ، ولی بیشتر امیدم به مصاحبه است نوید : بالاخره که باید رتبه ی خوب بیاری .. کیوان : آره خوب ، ولی خوب اگه مجاز به انتخاب رشته بشم برای مصاحبه عملی خوب می تونم عمل کنم نوید : و دانشگاه ؟ کیوان : من قصد دارم تئاتر بخونم و اگه بشه تو محیط دانشگاه به کارم ادامه بدم نوید : تو گفتی تلویزیون یه رسانه ی سطحی ِ ، کار در تلویزیون رو ادامه می دی ؟ کیوان : اجرا رو که نه ، بعید می دونم ادامه بدم چون اصلا دوست ندارم ، ولی برای بازی ، اگه سریال خوبی پیشنهاد بشه بهش فکر می کنم نوید : اگه بخوای کار بعدیت ُ خودت انتخاب کنی ، یعنی بر اساس پیشنهاد دیگران نباشه ، چه کاری رو انتخاب می کنی؟ کیوان :محسن صادقی قرار ِ نمایشنامه ی مخزن ( جلال تهرانی ) رو به اجرا برسونه ، خیلی دوست دارم تو اون کار باشم ، سعید داره داد می زنه....! سعید : من کی داد زدم ؟؟ از اساتیدی که در این رشته (تئاتر) داشتی بگو ؟ کیوان : آقای قنبری و آقای علی سلیمانی تنها کسانی بودند که من در کلاس هاشون شرکت داشتم سعید : دوست داری تحت آموزش کدام یک از اساتید این رشته باشی ؟ کیوان : به نظرم استاد اون قدر مهم نیست که خود آدم مهم ِ ، هرچند خیلی چیز ها هست که آدم از طریق آموزش بهش می رسه ... نوید : تاثیر برادرت مسعود و آموزشگاه هفت هنر در زندگی کاریت چقدر بوده ؟ کیوان : خیلی ، خیلی زیاد ، فکر کنم مهمترین عامل بوده سعید : در زمینه ی کار هنری ، غیر از بازیگری و اجرا، دوست داری در چه زمینه ای تجربه داشته باشی ؟ کیوان : موسیقی رو دوست دارم ، البته موسیقی رو همه دوست دارن !.... سعید : در زمینه ی بازیگری دنبال چه جایگاه و هدفی هستی ؟ کیوان : آدم با توجه به شرایطش هدف رو انتخاب می کنه ، مثلا یه زمانی آرزو داشتم جایزه ی اول جشنواره ی اتودهای هفت هنر رو بگیرم ، که گرفتم ، بعدش دوست داشتم توی ِ جشنواره های هفت هنر جایزه بگیرم که به اون هم رسیدم و... الان دوست دارم مثلا تو جشنواره ی دانشجویی ، یا جشنواره ی فجر جایزه بگیرم ، طبیعی ِکه هر چقدر آدم جلوتر می ره ، به کارهای بزرگتری فکر می کنه نوید : خیلیا که تو وبلاگ نظر می دن می خوان بدونن که تو خودت وبلاگ شخصی نداری ؟ کیوان : چرا ، دارم یه وبلاگ می سازم ، ولی از اون جا که اطلاعات اینترنتی ِ کمی دارم سپردم به یکی از دوستام که برام بساز ِ ، احتمالا تا چند روز ِ دیگه آماده بشه ... نوید : تاثیر مثبتی که اجرای تلویزیونی در روند کارهات گذاشت چی بود ؟ کیوان : اگر من یه ذره هوشیار نبودم مطمئنا حضور در تلویزیون من رو کله پا می کرد و باعث پس رفت در بقیه کارهام می شد ، اما خدا رو شکر که حواسم بود نوید : چند سال پیش با ساخته شدن برنامه ی نیم رخ در شبکه ی اول ، موج جدید برنامه های نوجوان شروع شد که شاید بشه سلام بهار رو آخرین نمونه از این برنامه ها دونست ، مجری هایی که تو این برنامه ها حضور داشتند به دو دسته تقسیم شدند ، یه عده با تموم شدن برنامه رفتن و دیگه پیداشون نشد ! یه عده ی دیگه ام جذب کار بازیگری ، اجرا یا حتی خوانندگی شدن ، که البته تعداد دسته ی دوم خیلی کمتر از دسته ی اول ِ و افرادی که در این دسته قرار می گیرن در حال حاضر فقط حضور دارن ، خوب وبدش رو چه عرض کنم ....! این شرایط برای حضور در چنین برنامه هایی تو رو دچار ترس نمی کرد ؟ کیوان : من فکر می کنم آدم هایی مثل امیر حسین مدرس ، مهدی سلوکی ، محمد سلوکی و ... که کارشون رو با همچین برنامه هایی شروع کردند ، در ابتدا مجری بودن و بعد به خاطر محبوبیتشان بین مردم جذب حرفه بازیگری شدند ، فرق من اینجاست که از بازیگری به اجرا رسیدم نوید : آرزوی کاریت در تئاتر ، سینما و تلویزون ؟ کیوان : آروزم در تئاتر اینه که تو سالن قشقایی تئاتر شهر اجرا برم نوید : کارگردان مهم نیست ؟ کیوان : مهم اینه که گروه قابل قبولی باشه ، من شخصا افشین هاشمی رو خیلی دوست دارم ، ولی خیلی دوست دارم تو کار آقای محمد رحمانیان بازی کنم نوید : تویه سینما و تلویزیون ؟ کیوان : برای تلویزیون ، دوست دارم تو سریالی مثل نیمکت بازی کنم نوید : اینم که واسه آقای رحمانیان ِ ؟ حالا ... کلا به اینطور فضاها علاقه دارم نوید : و سینما ؟ کیوان : آرزو که نمیشه گفت ، ولی کسانی هستند که کار با اونا برای هرکسی باعث افتخار ِ ، مثل استاد بهرام بیضایی یا آقای داریوش مهرجویی نوید : حرف آخر ... کیوان :هر کدوم از ما یه وظیفه ای نسبت به اجتماع داریم که امیدوارم هر کس این وظیفه رو به خوبی انجام بده ... نوید : همین ؟ کیوان : همین..... **************************************************************** تموم شد! این هم از اپ امروز خیلی از اقای ایزدیار تشکر میکنم که این مصاحبه را انجام دادن تا اپ بعد فعلا
سلام سلام سلام سلام دیدین چی شد؟ یهو خونمون با زنگ تلفن و اس ام اس منفجر شد....که همش با یه موضوع بود: -الو الو کانال ۳ بدو بدو محسننننننننننننننننننننننننننننننن خیلی شروع خوبی بود واسش...هر چند که خیلی کم بود.امیدوارم که همیشه موفق باشه... کسایی هم که نتونستن این فیلم را ببینن فردا یعنی ۵شنبه ساعت ۲و نیم تکرارش را نگاه کنن.حتمااااااااا از دستش ندین! اپ امروز فقط واسه بازیگری محسن بود همین! ازتون میخوام که نظرهاتون را در مورد بازی محسن توی این فیلم بگین... راستی این وبلاگ طرفدارای محسن و کیوان هست و من طرفدارشون هستم نه خودشون! فعلا بای
سلام سلام سلام سلام یه سلام مخصوص به طرفدارای گل محسن و کیوان امروز تولد مجری گلمون کیوان جوووووووووووووووووووووون هست تولدت مبارک کیوان ساکت اف عزیز این گل های از طرف طرفدارای گل کیوان به کیوان جووووووووون که خودش گله با صد اسمون پر از گل های یاس و میخک با صدتا دریا پراشتیاق و شوق و پولک یه دختر مامانی با یه حس بی قرار و کوچک فقط میخواد بهت بگه: تولدت مبارک ****************************************** خب به پیشنهاد زهرا جان منم یه سوال طرح میکنم... به نظرم قشنگ ترین سوال الان این هست که اگه قرار بود به کیوان یا محسن که تولدش 2ماه پیش بود هدیه میدادین چی می دادین؟و همچنین اگه شعر قشنگی درباره ی تولد دارین توی نظرات بنویسین تا با اسم خودتون توی وبلاگ تقدیم بشه به مجری های گلمون. اقای محسن عزیزی :کیوان و محسن طرفدار پرسپولیس هستن توی برنامه سلام بهار گفتن ... امروز هم توی بوم سفید یه دختری به کیوان تبریک گفت که پرسپولیس قهرمان شد کیوان هم خوشحال شد تشکر کرد... فعلا بای بای
|
ABOUT ![]()
سلام...این وبلاگ فقط و فقط برای حمایت از مجری های جوان خوبمون محسن و کیوان هست و هیچ قصد شایعه درست کردن نداریم و این اجازه را به بقیه هم در این وبلاگ نمی دهیم.اگر عکس و خبر جدید داشتین می تونین به ما کمک کنید و با اسم خودتون توی این وبلاگ به ثبت برسونین. MENU
Home
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||